مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
102
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> مباركه اين است : « پس هست عاقبت وفرجام آنانكه بد كردند ؛ يعنى كافر شدند وبه معاصي ارتكاب جستند عقوبت يا خصلت يا نتيجة نكوهيدهتر كه عقوبت آخرت است . چنانكه در أمم سابقه كه عصيان ورزيدند نيز چنين بود ؛ به سبب آنكه تكذيب كردند به آيات خدا وعبرت نگرفتند به دلائل قدرت وبه آيات خداوندى استهزا مىكردند . « خطر » به فتح خا معجمه وطا مهمله ، به معنى قدر ومنزلت است . و « شموخ » با شين وخاء معجمتين ، بلند شدن وخويشتن بزرگ داشتن . و « شمخ » با نفه به فتح شين معجمه وميم در آخر خا معجمه ، يعنى : « تكبر ورزيد وخود را بزرگ داشت . » و « عطف يعطف » باعين وطا مهملتين از باب ضرب ، يعنى : « ميل كرد » و « عطفا الرجل » ، يعنى : « هردو جانبش ! » وهمچنين « عطفا كل شيء يعني جانباه » وگفته مىشود ثنّى فلان عنّى عطفه ، در وقتىكه اعراض نمايد از تو . و « جذل » بهفتح جيم وذال معجمه به معنى « شادى » و « شادمانى كردن » و « جذلان » « شادمان » و « شاد » را گويند . و « استيساق » از باب استفعال به معنى گرد آمدن شتر و « اتّساق » به معنى ترتيب داشتن است واستوسق يعنى تجمع واستقام واتّسق يعنى اجتمع . و « مهل » به فتح ميم وهاء مهمله آهستگى است وگفته مىشود : « مهلًا يا رجل ويا رجال ويا امرأة يعنى امهل » ، وچون با تو گويند : « مهلًا » در جواب مىگويى : « لا مهل واللَّه » ؛ لكن مگوى : « لا مهلًا واللَّه » ومىگوييد : « ما مهل واللَّه بمغنية عنك شيئاً » . و « أمليت له في غيّه » از باب افعال يعنى أطلت وچون به خداى نسبت دهند ، يعنى خدا مهلت داد أو را . وآيهء شريفه مذكوره : « وَلَا يَحْسَبَنَّ ا لَّذِينَ كَفَرُوا » إلى آخرها كه بعضي از مفسرين وقرّا مثل ابن كثير وحمزه به خطاب مىخوانند و ( تحسبنَّ ) قرائت مىنمايد ، راجع به يهود ونصارى ومشركان ومنافقان است . ومعنى ظاهر آن است كه : « ونپندارند آن كساني كه كافرند از يهود ونصارى ومشركان ومنافقان كه آنچه مهلت مىدهيم ، ايشان را بهتر است براي نفوس ايشان ، از آنكه ايمان آورده به درجهء شهادت نائل شوند ؛ به درستىكه ما مهلت مىدهيم ايشان را . » يعنى : « عمر ايشان را در دار دنيا دراز مىگردانيم ودر عقوبت ايشان تعجيل نمىفرماييم تا بيفزايند بر معاصي خود وثبات گيرند در كيش باطل خود ؛ يعنى عاقبت امر ايشان ازدياد معاصي باشد ومر ايشان را عذابي خواركننده ورسوا نماينده است . » ودر اين آيهء مباركه ، حضرت زينب سلام اللَّه عليها أحوال آن مردم لئام را باز مىنمايد كه حكم اينگونه مردم را دارند ونبايد به مال واقبال دنيا فريب بخورند ؛ بلكه اين جمله أسباب ازدياد غرور وسرور ومهلت يافتن ايشان براي افزودن معاصي واستحقاق شدايد عذاب وعقاب است ومخالفان اين مردم زشت نشان را با شرك با يزدان توأمان مىگرداند . وأمّا « طليق » باطا مهمله بر وزن أمير ، آن اسيرى را گويند كه رهايش فرمايند وبه بندگى بازش ندارند ومملوكش نفرمايند .